بحرین؛ پایگاهی که آمریکا جرأت بازگشت ندارد!
کیانوش سوری فعال فرهنگی اجتماعی طی یادداشتی در خصوص ناکارآمدی پایگاه دریایی آمریکا در بحرین نوشت؛

سالها آمریکا با استقرار ناوگان و نیروهای نظامی خود در خلیج فارس، تلاش کرد این پیام را به منطقه مخابره کند که امنیت این آبراه بین المللی و کشورهای پیرامون آن بدون حضور واشنگتن امکانپذیر نیست. پایگاه دریایی آمریکا در بحرین نیز یکی از مهمترین نمادهای همین حضور نظامی بود.
اما حالا اگر گزارشهای منتشرشده درباره ناتوانی یا دشواری بازگشت نیروهای آمریکایی به این پایگاه در آینده نزدیک را کنار تحولات نظامی اخیر بگذاریم، یک واقعیت مهم بیش از گذشته خودنمایی میکند: معادله امنیتی منطقه دیگر مانند گذشته نیست.
یک مقام ارشد نیروی دریایی آمریکا، بنا بر گزارشی که از سوی BBC فارسی منتشر شده، گفته است بازگشت به پایگاه بحرین در آینده نزدیک ممکن نیست. ارزش این اظهارنظر فقط در محتوای یک مصاحبه ساده نیست بلکه اهمیت اصلی آن در این است که این بار سخن از زبان طرف مقابل(دشمن) بیان شده است.
آمریکاییها بهتر از هر تحلیلگری میدانند که یک پایگاه نظامی زمانی ارزش عملیاتی دارد که نیروها، تجهیزات و شناورها بتوانند با سطح قابلقبولی از امنیت در آن مستقر شوند. وقتی بازگشت به یک پایگاه به آینده نزدیک موکول میشود، یعنی معادله هزینه و فایده حضور در آن نقطه تغییر کرده است.
اما سؤال اساسی اینجاست: چه چیزی چنین تغییری را رقم زده است؟
پاسخ را نباید فقط در موشک جستوجو کرد.
موشک، پهپاد و پدافند، بخشی از قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران هستند؛ اما قدرت واقعی در ترکیب این ظرفیتها با اشراف اطلاعاتی، توان دریایی، جنگ الکترونیک، قدرت پهپادی، ابتکار عملیاتی، خودکفایی دفاعی و اراده سیاسی برای استفاده از ظرفیتهای دفاعی کشور معنا پیدا میکند.
این همان تفاوت میان داشتن سلاح و داشتن قدرت بازدارندگی است.
ممکن است کشوری صدها سامانه نظامی در اختیار داشته باشد، اما اگر دشمن مطمئن باشد که ارادهای برای استفاده از آنها وجود ندارد، بازدارندگی شکل نمیگیرد.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته تلاش کرده است هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی علیه کشور را برای طرف مقابل افزایش دهد؛ از همین رو، امروز حتی قدرتهای بزرگ نیز ناچارند در محاسبات خود، توان پاسخگویی ایران را جدی بگیرند.
اینجاست که نقش امامین انقلاب در شکلگیری دکترین دفاعی جمهوری اسلامی برجسته میشود. از نگاه امام خمینی(ره)، وابستگی نظامی به بیگانگان نمیتوانست ضامن امنیت ملت ایران باشد. پس از ایشان نیز رهبر شهید امام سیدعلی خامنهای(ره) بر تقویت توان دفاعی، خودکفایی و افزایش قدرت بازدارندگی کشور تأکید کردهاند.
ثمره این نگاه را امروز میتوان در شکلگیری یک منظومه دفاعی چندلایه تحت فرماندهی معظم کل قوا حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای(مدظلهالعالی) مشاهده کرد؛ منظومهای که در آن موشک، پهپاد، پدافند، نیروی دریایی، اطلاعات و سایر ظرفیتهای دفاعی کشور در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
از این منظر، اگر آمریکا امروز برای بازگشت به یکی از مهمترین پایگاههای خود در منطقه با محدودیت مواجه شده باشد، این اتفاق را نباید صرفاً یک حادثه مقطعی دانست.
پیام بزرگتر این است که پایگاه نظامی، بدون امنیت، فقط یک ساختمان و چند اسکله و تأسیسات است. قدرت بازدارندگی یعنی دشمن بداند حتی اگر بتواند وارد یک منطقه شود، تضمینی برای ماندن امن او وجود ندارد و این دقیقاً همان چیزی است که محاسبات قدرتهای فرامنطقهای را دشوار میکند.
البته قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران برای جنگافروزی طراحی نشده است. فلسفه بازدارندگی، اتفاقاً جلوگیری از جنگ است؛ یعنی دشمن به این نتیجه برسد که آغاز درگیری، هزینهای بسیار سنگینتر از آن چیزی خواهد داشت که تصور میکرد.
امروز شاید مهمترین پیام تحولات اخیر برای ملت ایران این باشد که امنیت، محصول خواهش از قدرتهای بزرگ نیست؛ محصول قدرت ملی است. کشوری که برای دفاع از خود به بیگانگان وابسته باشد، در لحظه بحران مجبور به پذیرش شروط آنان خواهد شد؛ اما کشوری که قدرت دفاع از خود را داشته باشد میتواند درباره امنیت و آینده خود مستقل تصمیم بگیرد.
اگر روزی حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس نشانه قدرت مطلق واشنگتن تلقی میشد، امروز حتی نزدیکترین پایگاههای آنان به منطقه نیز نمیتوانند از سایه محاسبات نظامی ایران خارج باشند.
این شاید مهمترین تغییر معادله باشد: آمریکا هنوز قدرت نظامی بزرگی است، اما دیگر نمیتواند مطمئن باشد که قدرتش در فاصله چند کیلومتری مرزهای ایران، بدون پاسخ و بدون هزینه خواهد بود.
این واقعیت را خود آمریکاییها بهتر از هر کس دیگری درک کرده اند که قدرت بازدارندگی ایران با آنها کاری کرده است که جرأت بازگشت به پایگاه خود را نداشته و مجبور به محاسبه باشند.
✍ #سرباز_وطن: کیانوش سوری
